محمد مفيد مستوفى بافقى
142
جامع مفيدى ( فارسى )
همت عالىنهمتش در اطراف جهان از مدارس و خوانق و مساجد و دار الشفا و غيرها ساختهوپرداخته كه هرگز هيچ پادشاهى ذو شوكت [ 121 الف ] صاحب حشمت به عمارت عشر آن موفق نگشته ، شعر : ساخت عمارات بسى در جهان * پى نبرد وهم به تعداد آن و يكى از آن جمله دار الشفاى صاحبى واقعه در دار العبادهء يزد است . و بنابر آنكه حكيم على الاطلاق از دار الشفاى « وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ » كليات شفاى مرضى خستهدلان را به حذاقت طبيب لبيب مرحمت آنجناب حواله نموده و آن جناب به خواجه شمس الدين محمد تازيكو كه در خطهء يزد وزير و در سرانجام امور مهام صاحب وكيل بود رجوع نمود كه عمارتى موسوم به دار الشفا بسازد و او حسب الفرمان عمارتى كه در ميان دو درگاه دار الشفا و به بازار متصل است ساخت . چون طرح آن به نظر خواجه صاحبديوان درآمد فرمود كه درخور همت خود ساختهاى نه موافق همت ما . خواجه شمس الدين محمد تازيكو ازين سرزنش از تاب عرق انفعال بىتاب گشته موازى ده جريب زمين طرح عمارت دار الشفا و مدرسه و مسجد بيت الادوبه و محبس مجانين و حوضخانه و طنبى و بادگير انداخته اساس همگى از آجر و سنگ نمود و تمامى را به كاشى تراشيدهء الوان و طلا و لاجورد [ 121 ب ] منقش گردانيد و باغى در جنب آن به انواع درختان ثابت ساخت و يخدانى نير پرداخت و آب تفت در ميان مدرسهء باغ جارى فرمود . بعد از اتمام طرح آن را كشيده به خدمت صاحبديوان فرستاد . صاحب فرمود كه نه بدين افراط و نه بدان تفريط . چون اين سخن به خواجه شمس الدين محمد تازيكو رسيد عرض نمود كه هرگاه اخراجات آن بر ملازمان صاحبى كرا نباشد امر فرمايند تا القاب صاحب از كتابه محو و تازيكو ثبت نمايند ، تا آنچه صرف اخراجات شده از سركار به خزانه ارسال دارد . اما همين سخن در زبانها ماند . بالجمله در سنهء ستين و ستمأيه كه عمارت به اتمام رسيد خواجه شمس الدين محمد تازيكو مجلسى عالى ترتيب داده به احضار